سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

221

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

برخى در انتظار [ فيض شهادت ] مقاومت كرده و هيچ عهد خود را تغيير ندادند ( سوره 33 آيه 23 ) . اى خداوند ، بهشت را براى ما [ كه زنده‌ايم ] و براى آنها [ كه كشته شده‌اند ] جاودان كن و ما را در جاى راحتى در ظل رحمت خود ملحق ساز و پاداش خود را تنها آرزوى ما و تنها خزينه ما بساز . » ( 27 ) بيانات حسين ( ع ) ، به حد كافى اين مطلب را روشن مىكند كه او از سرنوشتى كه به سويش در پيش بود كاملا آگاه بود و خود را براى استقبال از آن مهيا مىكرد . طرز تفكر حسين ( ع ) در اعلاميه او به ياران خود ، كه پس از دريافت اخبار در زباله ، آن را تهيه كرد ، منعكس مىگردد . حسين ( ع ) در ميان كسانى كه همراهيش مىكردند ايستاد و از اخبار حزن‌انگيز و خطر مسلم و روشن مرگ و نابودى كامل كه به سوى او پيش مىرفت آگاهشان مىساخت و از آنان خواست تا او را ترك كرده و سوى مأمنى به سلامت و امنيّت بروند . كسانى كه در اثناى سفر با اميد بهره و غنيمت مادّى به او پيوسته بودند ، عزيمت كردند ولى اشخاصى كه او را از حجاز همراهى كرده بودند همچنان باقى ماندند . ( 28 ) اين سخنان حسين ( ع ) را بايد مورد توجّه و ملاحظه قرار داد ، زيرا براى درك طرز تفكّر او ، آنچنان كه در زير خواهيم ديد ، از اهميّت ويژه‌اى برخوردارند . حسين ( ع ) زباله را ترك كرده و به بطن عقيق ، محلى به فاصلهء چند منزلى كوفه رسيد و چون بتفصيل از استقرار نيروى نظامى مستقر در قادسيه مطلع شد ، مسير حركت خود را براى ورود به كوفه ، به جهت ديگرى تغيير داد . حصين بن نمير ، فرمانده سپاه قادسيّه ، از تغيير مسير حركت اطلاع يافت و وى دسته‌اى مركب از هزار نفر از لشكريان را تحت فرماندهى حر بن يزيد التميمى اليربوعى اعزام كرد تا او را از رفتن بازدارند . سپاه حرّ ، چون از افق ظاهر شدند ، حسين ( ع ) به مردم خود دستور داد تا چادرها را در جايى نزديك ، موسوم به ذو حسم برپا كنند . ارتش حر به سرعت به حسين ( ع ) رسيد . روز سوزانى بود و ارتش حر ذخيره آب خود را تمام كرده بود . نوهء پيامبر نتوانست تحمّل كند كه حتى دشمنانش از تشنگى در رنج باشند و به همراهانش دستور داد تا به لشكريان اموى و به اسبهاى آنان آب دهند .